صحبتهای میر حسین در جمع اساتید (کامل)
__________
صحبتهای میر حسین در جمع اساتید
قسمت اول
. قسمت دوم
. قسمت سوم
. قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
___________________________
بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان
قلم - بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پیش صادر شد. به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی میرساند، ما نیز با منکران آن همصدا میشدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش میکنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز میتوان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشتساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدنهای گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بیننسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه ناامیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر میشد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصهای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمیبست میتوانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعدهاش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور میدید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافههای واهی نیست، و الا نمیتوانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصلهای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام دادهاید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیتهای پاک ادای وظیفه میکنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجهای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست ساله شما با استبداد و عقبماندگی است. جمهوری اسلامی نظامیاست که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصیلش به اجرا درآید تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسهای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق نایافتهای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبهای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواستههای به حقش، که از زبان امام راحل بیان میشد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیمگیر در نظام توصیه میکنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید میکنم که تعلل در محقق ساختن آرمانهایی چون قانونگرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیتسوز است.
- اسلام آن پوستین وارونهای نیست که برخی مخالفان شما پوشیدهاند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم میستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازیها و کجاندیشیهای آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائیبخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برههای و گریوهای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راهحل بسیاری از مشکلات ما قانون است. درست است! قانون همیشه بیعیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسانها با هم میبندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت میکنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای دادهاند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آیندهای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کردهایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهلبیت نور، اهل بیت راستی، اهلبیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند میدهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجهای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحیاندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا میکوشند خداوند آنان را به راههای خود هدایت میکند. به عنوان نمونههایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بیکرانةتان مستولی میکرد و یا در خلال آنها ظرفیتهای ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون میشد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راهکارهایی بکر و موثر پیشپای ما قرار دهد، میدانهای گستردهای برای عمل در مقابل ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین میخواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیتزدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشنتر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پیآمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیتها و گروههایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمیشد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفتههای اخیر صدمه دیدند درود میفرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حقخواهی و آزادیطلبی در خون خود غلطیدند ارج مینهم و از خداوند بزرگ برای خانوادههای عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میر حسین موسوی
10/4/88
___________________________
|
||
به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد: بسمه تعالی شورای محترم نگهبان سلام علیکم، بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید. بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش: الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق «تأثیر در نتیجه کلی انتخابات» موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود): 1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم. 2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم. 3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود ) 5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد. 6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد. 7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید. که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است. از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند. لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود. میرحسین موسوی |
__________
بیانیه موسوی درباره بازداشت تحریریه «کلمه سبز»
مهندس موسوی: در حالی كه مقامات كشور و رسانههای دولتی مرتباً بر قانون و اجرای آن تأكید میكنند و معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات به قانون شكنی متهم میشوند، چنین برخوردی با روزنامهای كه با اخذ مجوز قانونی شروع به انتشار نموده و مسئولان، دبیران، خبرنگاران و كادر فنی و اداری آن، غیرقابل درك است، مگر با قبول آنكه برای عدهای حاكمیت قانون تا جایی پذیرفته است كه برای محدود كردن اعتراض مخالفان باشد و نه چیزی دیگر.
Thu / 25 06 2009 / 14:10
بیانیه شماره ۷ مهندس میرحسین موسوی
بیانیه شماره هفت مهندس میرحسین موسوی درباره حمله غیرقانونی به روزنامه کلمه سبز و محدودیتهای رسانههای غیر دولتی برای ارتباط ایشان با مردم است.
متن کامل این بیانیه پیش روی شما است:
بسمه تعالی
هموطنان عزیز
در پی مانع تراشیها و تهدیدهای مكرر كه در عمل انتشار روزنامه كلمه سبز را پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری متوقف كرده بود، به این حد نیز اكتفا نشد و شبانگاه دوشنبه ۱/۴/۸۸ دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنیتی قرار گرفت و كاركنان شریف آن دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند.
در حالی كه مقامات كشور و رسانههای دولتی مرتباً بر قانون و اجرای آن تأكید میكنند و معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات به قانون شكنی متهم میشوند، چنین برخوردی با روزنامهای كه با اخذ مجوز قانونی شروع به انتشار نموده و مسئولان، دبیران، خبرنگاران و كادر فنی و اداری آن، غیرقابل درك است، مگر با قبول آنكه برای عدهای حاكمیت قانون تا جایی پذیرفته است كه برای محدود كردن اعتراض مخالفان باشد و نه چیزی دیگر.
این قانون شكنی در حالی صورت میگیرد كه دیگر رسانههایی كه از طریق آنان ارتباط اینجانب با جامعه برقرار میشد و نیز مطبوعات و رسانههای غیردولتی مورد محدودیت جدی قرار گرفتهاند و تنها مجرای باز برای اطلاع رسانی به مردم جریان خبرسازی یك سویه رسانه ملی و رسانههای دولتی است و متأسفانه جامعه را به سمت دریافت اطلاعات از طریق رسانههای خارجی سوق میدهد.
این برخوردهای غیرقانونی، مبتنی بر تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاكم است كه راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات كشور باز میكند و حركت در مسیر اصلاح امور جامعه را در چارچوب مبانی نظام جمهوری اسلامی دشوار میسازد.
ضمن اعتراض شدید به تداوم این رویههای غیرقانونی، بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیتهای قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده تأكید مینمایم و آن را جزء لاینفك حقوق آنها بر اساس این سند میثاق ملی میدانم و بر پیگیری آن اصرار میورزم.
برادر و خدمتگزار شما- میرحسین موسوی
چهارم تیر ۱۳۸۸
_____
___________________________________________________________________________
کمیته صیانت از آرای ستاد آقای میرحسین موسوی چهاردهمین بیانیه خود را صادر کرد. متن کامل این بیانیه به نقل از سایت «کلمه» در ادامه میآید
:
بسمالله الرحمن الرحیم
ان الله یأمرکم ان تؤدوالامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
(سوره شریفه نساء آیه 6)
ملت شریف ایران!
نامه مورخه 30/3/88 جناب آقای مهندس میرحسین موسوی خطاب به شورای نگهبان، حاوی گزارشی از مهندسی انتخابات، با بیاعتنایی مقامات مسئول و ذیربط مواجه گردید. یک بار دیگر برخوردهای جانبدارانه و بیاعتنایی به افکار عمومی و عدم توجه به عوامل موجدة حماسة حضور 22 خرداد، تکرار شد.
کمیته صیانت از آرای ملت ایران در انتخابات دهمین دورة ریاستجمهوری، در تداوم وظیفه خود، اینگونه برخوردهای انسداد آفرین را مخل دستیابی به یک راه حل معقول و خداپسندانه میداند و اصرار بر معکوس جلوه دادن حرکت عظیم ملت ایران در 22 خرداد 88 را محکوم میکند. این کمیته همچنین یادآوری مینماید چنانچه هشدارها و تذکرات قبلی نادیده گرفته نمیشد و مقامات مسئول، وظیفة قانونی خود را در رفع اشکالات عدیدهای که در مرحله «قبل»، «حین» و «بعد» از انتخابات به آنان اعلام گردید، انجام میدادند، امروز نظام جمهوری اسلامی و کشور ایران به عنوان مهد مردمسالاری دینی و الگوی بیرقیب توسعه سیاسی جهان اسلام، سرخط اخبار سیاسی جهان بود، نه به عنوان کشوری که تظاهرات آرام مردم خود را تحمل نمیکند و با انواع تدابیر آن را به سمت تشنج و اغتشاش میبرد. اگر امروز درصدر اخبار جهان، نمایش عکسها و فیلمهای قربانیان بیگناه تظاهرات خیابانی ایران قرار دارد، گناه آن به گردن کسانی است که مرتکب انواع رفتارهای خلاف قانون شدند یا بر آن چشم پوشیدند و متأسفانه امروز با تظاهر احترام به قانون، قربانی اصلی اقدامات خلاف قانون را به رعایت قانون دعوت میکنند.
ملت فهیم و صبور ایران!
آنچه کلیه ناظران منصف و بسیاری از دستاندرکاران امر انتخابات در ادوار مختلف جمهوری اسلامی ایران از آن به عنوان «مهندسی انتخابات در این دوره» یاد میکنند، طی سه مرحله پی در پی صورت گرفته است:
الف) سلسله اقدامات قبل از اخذ رأی از طریق زمینهسازیهای غیراخلاقی، اقدامات غیرقانونی و تخلفات آشکار و مکرر که برخی از آنها در بیانیههای قبلی مستنداً اشاره گردیده از جمله استفاده وسیع و نامحدود از امکانات تدارکاتی، تبلیغاتی و نیروی انسانی دولتی که در خدمت نامزد دولتی قرار داشت، به گونهای که گویا هدف پیروزی در انتخابات، مجوز همه گونه حیف و میل سرمایههای ملی، تاراج اعتماد عمومی و هر گونه خلافکاری دیگر است. استماع عباراتی نظیر «دولت دروغ» و «دولت دروغگو» از مردمی که قریب به سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی ویژگی ممتاز نظام را صداقت مسئولین میدانستند، موجبات ناخرسندی هر شنوندهای میشد. در روزهای تبلیغات انتخاباتی، با اینکه بسیاری از گزارشهای ارائه شده توسط رئیسجمهور وقت، در سیما، روز بعد به وسیله نهادهای رسمی تکذیب میشد، این روش تعجببرانگیز به وسیله وی تکرار میگردید. گویا مشاوران رئیسجمهور به این نتیجه رسیده بودند که اعلام یک دروغ بزرگ تأثیر تبلیغاتی چندین میلیونی دارد و تکذیب بعدی آن مخاطبانی حداکثر چند هزار نفری خواهد داشت. البته در شرایط فقدان ترس از خداوند یا حسابرسی مقامات و نهادهای مسئول، این معاملهای پرسود است و تودههایی را که فقط چشم به تلویزیون دارند، جذب میکند. هر چند هر روزه بیش از پیش، نخبگان از سلامت و کارآمدی دولت ناامید شوند.
همچنین یک سلسله اقدامات دیگر قبل از رأیگیری، به طور مشخص معطوف به ایجاد سیستمی بسته و محدود به چند فرد خاص از دستگاه اجرا و نظارت بود که هیچکس را به درون آن راهی نباشد. بدین ترتیب با انواع روشهایی که قبلاً ذکر شد، حق قانونی و شرعی نامزدها برای اعمال نظارت و حضور مؤثر در مراکز مرتبط با برگزاری انتخابات سالم، از آنها گرفته شد. نهایتاً به دلیل حضور بسیار گسترده مردم در صحنه که با نامزدی مهندس میرحسین موسوی امیدی دوباره را در حال شکوفایی می دیدند، فعالیتهای این جریان برای بیرون راندن مردم از صحنه حضور در انتخابات، خنثی گردید لیکن سلسله اقداماتی که برای محدودسازی نظارت و صیانت از آرا انجام شده بود، صرفا میتوانست با دخالت مسئولان نظام بیاثر شود که متأسفانه چنین شد.
ب) در مرحله اخذ رأی، همگان شاهد تقلب بسیار وسیع، سیستماتیک و چند لایه بودند که جزئیات آن تنها به وسیله یک هیأت حقیقت یاب عادل، بیطرف، شجاع و کارآمد، میتواند ارائه شود. در اینجا برخی نمودهای آن را به مثابه مشتی از خروار ذکر مینمائیم:
1- تعیین و به کارگیری اعضای هیأتهای اجرایی و نظارت از یک طیف خاص به گونهای که اغلب مشهور به جانبداری از کاندیدای دولتی بودهاند.
2- تغییر کمَی و کیفی شعب اخذ رأی و اعضای آن.
3- چاپ انبوه و بیسابقه تعرفهها بطوری که میبایست بالغ بر بیست میلیون تعرفه بدون استفاده موجود باشد هر چند که از آمار و سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست و هنوز در هالهای (!) از ابهام قرار دارد.
4- گزارشهایی مبنی بر وجود تعرفههای بدون شماره سریال که در شب 22 خرداد 88 به چاپ رسیده است، وجود دارد که این امر در تاریخ انتخابات بیسابقه بوده و وجود نارساییها و کسری تعرفه در استانها از ساعات قبل از ظهر روز اخذ رأی بر وضعیت بغرنج سرنوشت این تعرفههای سرنوشتساز (!!) میافزاید.
5- تهیه و تأمین مهرهای انتخاباتی به میزان حیرتآور قریب به دو و نیم برابر تعداد شعب و نیز تحویل دو مهر به هر شعبه اخذ رأی که فاقد وجاهت قانونی است، از اقدامات عجیب و غریب این دوره میباشد که با کمال تعجب و تأسف هیچگونه اعتراضی را از سوی نهادهای نظارتی قانونی بر نیانگیخت، در حالی که وجود مهر اضافی در هر شعبه میتواند زمینهساز تقلبات فراوان گردد.
6- در حالی که توسط مسئولان برگزاری انتخابات ادعا شود که مهندس میرحسین موسوی حدود 40 هزار نماینده در شعب اخذ رأی سراسر کشور داشته است، که عاری از واقعیت میباشد، بلکه واقعیت، گویای وضعیت ناگوار و تأسفباری برای اجرای این بخش از قانون در این دوره میباشد. بخشی از اشکال آفرینیها به منظور اختلال در سیستم نمایندگان نامزدها به قرار زیر میباشد:
6-1- طبق قانون حضور نمایندگان نامزدها، از روز اول خرداد 88، نمایندگان مهندس موسوی میتوانستند در هیأتهای اجرایی حضور یابند. در حالی که در هیچ نقطه کشور به دلیل امتناع فرمانداران و دستور وزارت کشور، امکان حضور آنان تا روز رأیگیری ممکن نگردید.
6-2- فرمانداریها در مواجهه با مسئولین ستادهای مهندس موسوی، بهانهگیریهای مختلف و درخواست اطلاعات اضافی و غیرقانونی برای پروندهسازی نمایندگان ایشان را بیان مینمودند.
6-3- در پذیرش مدارک ارسال شده از سوی ستادهای مهندس موسوی، تعلل و تأخیر میورزیدند.
6-4- برای تعداد زیادی از نیروهای معرفی شده کارت صادر نکردند.
6-5- کارتهای صادر شده براساس شعبههای معرفی شده نبود و آنها را با جهتگیری خاص بنحوی مهندسی میکردند که امکان حضور ایشان را در شعب از بین میبرد.
6-6- کارتهای نمایندگان را دیر هنگام و به گونهای تحویل دادند که بخشی از آنها ناقص و مخدوش و جابجا شده بود.
6-7- از فعالیت قانونی بسیاری از نمایندگان مهندس موسوی در هنگام پلمپ کردن صندوقها و رؤیت شناسنامه رأی دهندگان، جلوگیری میکردند و به تذکرات ایشان در ممانعت از تبلیغات غیرقانونی کاندیدای دولتی توسط
___________________________________________________________________________
کمیته صیانت از آرای ستاد آقای میرحسین موسوی چهاردهمین بیانیه خود را صادر کرد. متن کامل این بیانیه به نقل از سایت «کلمه» در ادامه میآید
:
بسمالله الرحمن الرحیم
ان الله یأمرکم ان تؤدوالامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
(سوره شریفه نساء آیه 6)
ملت شریف ایران!
نامه مورخه 30/3/88 جناب آقای مهندس میرحسین موسوی خطاب به شورای نگهبان، حاوی گزارشی از مهندسی انتخابات، با بیاعتنایی مقامات مسئول و ذیربط مواجه گردید. یک بار دیگر برخوردهای جانبدارانه و بیاعتنایی به افکار عمومی و عدم توجه به عوامل موجدة حماسة حضور 22 خرداد، تکرار شد.
کمیته صیانت از آرای ملت ایران در انتخابات دهمین دورة ریاستجمهوری، در تداوم وظیفه خود، اینگونه برخوردهای انسداد آفرین را مخل دستیابی به یک راه حل معقول و خداپسندانه میداند و اصرار بر معکوس جلوه دادن حرکت عظیم ملت ایران در 22 خرداد 88 را محکوم میکند. این کمیته همچنین یادآوری مینماید چنانچه هشدارها و تذکرات قبلی نادیده گرفته نمیشد و مقامات مسئول، وظیفة قانونی خود را در رفع اشکالات عدیدهای که در مرحله «قبل»، «حین» و «بعد» از انتخابات به آنان اعلام گردید، انجام میدادند، امروز نظام جمهوری اسلامی و کشور ایران به عنوان مهد مردمسالاری دینی و الگوی بیرقیب توسعه سیاسی جهان اسلام، سرخط اخبار سیاسی جهان بود، نه به عنوان کشوری که تظاهرات آرام مردم خود را تحمل نمیکند و با انواع تدابیر آن را به سمت تشنج و اغتشاش میبرد. اگر امروز درصدر اخبار جهان، نمایش عکسها و فیلمهای قربانیان بیگناه تظاهرات خیابانی ایران قرار دارد، گناه آن به گردن کسانی است که مرتکب انواع رفتارهای خلاف قانون شدند یا بر آن چشم پوشیدند و متأسفانه امروز با تظاهر احترام به قانون، قربانی اصلی اقدامات خلاف قانون را به رعایت قانون دعوت میکنند.
ملت فهیم و صبور ایران!
آنچه کلیه ناظران منصف و بسیاری از دستاندرکاران امر انتخابات در ادوار مختلف جمهوری اسلامی ایران از آن به عنوان «مهندسی انتخابات در این دوره» یاد میکنند، طی سه مرحله پی در پی صورت گرفته است:
الف) سلسله اقدامات قبل از اخذ رأی از طریق زمینهسازیهای غیراخلاقی، اقدامات غیرقانونی و تخلفات آشکار و مکرر که برخی از آنها در بیانیههای قبلی مستنداً اشاره گردیده از جمله استفاده وسیع و نامحدود از امکانات تدارکاتی، تبلیغاتی و نیروی انسانی دولتی که در خدمت نامزد دولتی قرار داشت، به گونهای که گویا هدف پیروزی در انتخابات، مجوز همه گونه حیف و میل سرمایههای ملی، تاراج اعتماد عمومی و هر گونه خلافکاری دیگر است. استماع عباراتی نظیر «دولت دروغ» و «دولت دروغگو» از مردمی که قریب به سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی ویژگی ممتاز نظام را صداقت مسئولین میدانستند، موجبات ناخرسندی هر شنوندهای میشد. در روزهای تبلیغات انتخاباتی، با اینکه بسیاری از گزارشهای ارائه شده توسط رئیسجمهور وقت، در سیما، روز بعد به وسیله نهادهای رسمی تکذیب میشد، این روش تعجببرانگیز به وسیله وی تکرار میگردید. گویا مشاوران رئیسجمهور به این نتیجه رسیده بودند که اعلام یک دروغ بزرگ تأثیر تبلیغاتی چندین میلیونی دارد و تکذیب بعدی آن مخاطبانی حداکثر چند هزار نفری خواهد داشت. البته در شرایط فقدان ترس از خداوند یا حسابرسی مقامات و نهادهای مسئول، این معاملهای پرسود است و تودههایی را که فقط چشم به تلویزیون دارند، جذب میکند. هر چند هر روزه بیش از پیش، نخبگان از سلامت و کارآمدی دولت ناامید شوند.
همچنین یک سلسله اقدامات دیگر قبل از رأیگیری، به طور مشخص معطوف به ایجاد سیستمی بسته و محدود به چند فرد خاص از دستگاه اجرا و نظارت بود که هیچکس را به درون آن راهی نباشد. بدین ترتیب با انواع روشهایی که قبلاً ذکر شد، حق قانونی و شرعی نامزدها برای اعمال نظارت و حضور مؤثر در مراکز مرتبط با برگزاری انتخابات سالم، از آنها گرفته شد. نهایتاً به دلیل حضور بسیار گسترده مردم در صحنه که با نامزدی مهندس میرحسین موسوی امیدی دوباره را در حال شکوفایی می دیدند، فعالیتهای این جریان برای بیرون راندن مردم از صحنه حضور در انتخابات، خنثی گردید لیکن سلسله اقداماتی که برای محدودسازی نظارت و صیانت از آرا انجام شده بود، صرفا میتوانست با دخالت مسئولان نظام بیاثر شود که متأسفانه چنین شد.
ب) در مرحله اخذ رأی، همگان شاهد تقلب بسیار وسیع، سیستماتیک و چند لایه بودند که جزئیات آن تنها به وسیله یک هیأت حقیقت یاب عادل، بیطرف، شجاع و کارآمد، میتواند ارائه شود. در اینجا برخی نمودهای آن را به مثابه مشتی از خروار ذکر مینمائیم:
1- تعیین و به کارگیری اعضای هیأتهای اجرایی و نظارت از یک طیف خاص به گونهای که اغلب مشهور به جانبداری از کاندیدای دولتی بودهاند.
2- تغییر کمَی و کیفی شعب اخذ رأی و اعضای آن.
3- چاپ انبوه و بیسابقه تعرفهها بطوری که میبایست بالغ بر بیست میلیون تعرفه بدون استفاده موجود باشد هر چند که از آمار و سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست و هنوز در هالهای (!) از ابهام قرار دارد.
4- گزارشهایی مبنی بر وجود تعرفههای بدون شماره سریال که در شب 22 خرداد 88 به چاپ رسیده است، وجود دارد که این امر در تاریخ انتخابات بیسابقه بوده و وجود نارساییها و کسری تعرفه در استانها از ساعات قبل از ظهر روز اخذ رأی بر وضعیت بغرنج سرنوشت این تعرفههای سرنوشتساز (!!) میافزاید.
5- تهیه و تأمین مهرهای انتخاباتی به میزان حیرتآور قریب به دو و نیم برابر تعداد شعب و نیز تحویل دو مهر به هر شعبه اخذ رأی که فاقد وجاهت قانونی است، از اقدامات عجیب و غریب این دوره میباشد که با کمال تعجب و تأسف هیچگونه اعتراضی را از سوی نهادهای نظارتی قانونی بر نیانگیخت، در حالی که وجود مهر اضافی در هر شعبه میتواند زمینهساز تقلبات فراوان گردد.
6- در حالی که توسط مسئولان برگزاری انتخابات ادعا شود که مهندس میرحسین موسوی حدود 40 هزار نماینده در شعب اخذ رأی سراسر کشور داشته است، که عاری از واقعیت میباشد، بلکه واقعیت، گویای وضعیت ناگوار و تأسفباری برای اجرای این بخش از قانون در این دوره میباشد. بخشی از اشکال آفرینیها به منظور اختلال در سیستم نمایندگان نامزدها به قرار زیر میباشد:
6-1- طبق قانون حضور نمایندگان نامزدها، از روز اول خرداد 88، نمایندگان مهندس موسوی میتوانستند در هیأتهای اجرایی حضور یابند. در حالی که در هیچ نقطه کشور به دلیل امتناع فرمانداران و دستور وزارت کشور، امکان حضور آنان تا روز رأیگیری ممکن نگردید.
6-2- فرمانداریها در مواجهه با مسئولین ستادهای مهندس موسوی، بهانهگیریهای مختلف و درخواست اطلاعات اضافی و غیرقانونی برای پروندهسازی نمایندگان ایشان را بیان مینمودند.
6-3- در پذیرش مدارک ارسال شده از سوی ستادهای مهندس موسوی، تعلل و تأخیر میورزیدند.
6-4- برای تعداد زیادی از نیروهای معرفی شده کارت صادر نکردند.
6-5- کارتهای صادر شده براساس شعبههای معرفی شده نبود و آنها را با جهتگیری خاص بنحوی مهندسی میکردند که امکان حضور ایشان را در شعب از بین میبرد.
6-6- کارتهای نمایندگان را دیر هنگام و به گونهای تحویل دادند که بخشی از آنها ناقص و مخدوش و جابجا شده بود.
6-7- از فعالیت قانونی بسیاری از نمایندگان مهندس موسوی در هنگام پلمپ کردن صندوقها و رؤیت شناسنامه رأی دهندگان، جلوگیری میکردند و به تذکرات ایشان در ممانعت از تبلیغات غیرقانونی کاندیدای دولتی توسط
______________________________
کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی
یت الله سید علی خامنه ای
رهبر جمهوری اسلامی
دفتر رهبر ولایت فقیه
خیابان جمهوری اسلامی
انتهای خیابان شهید کشور دوست،
تهران ،
جمهوری اسلامی ایران
24 جون 2009
روز اقدام همبستگی جهانی با کارگران ایران
عالیجناب،
مطلب پیش رو به نمایندگی از 170 میلیون کارگر برای ابراز همبستگی با بسیاری از کارگران ایران که به خاطر محترم شمردن حقوق مسلم دمکراتیکشان به تظاهراتهای خیابانی پیوسته اند به رشته تحریر در می آید.مردم ایران باید از تمامی حقوق انسانی اعم از آزادی تشکل و تجمع برخوردار گردند.
سرکوب شدید تظاهرات های مسالمت آمیز و ارزش قائل نشدن به شأن و مقام انسانی وحشت انگیز است و استفاده نامتعادل و نابجای خشونت ده ها کشته و صدها زخمی بر جای گذاشته است. تشکلات کارگری در سرتاسر جهان با شاهد بودن بر اینکه کارگران و شهروندان تا چه حد در تظاهرات های کارگری حمله و بازداشت قرارگرفته اند مأنوس گشته اند. مورد آخر تلاش برای برپایی راهپیمائی مسالمت آمیز اول ماه می در پارک لاله تهران بود. بسیاری از تظاهرات ها در آستانۀ انتخابات با سرکوب خشونت آمیز و دستگیری صدها نفر همراه بوده است.
واکنش بیرحمانۀ مقامات دولتی به بیان خواسته های مشروع مردم با گزارش هایی که حاکی از آنست که مقامات دولتی در چند روز گذشته به مساجد در ایران دستور داده اند تا به هیچیک از قربانیان تظاهرات ها هیچگونه یاری رسانی صورت نپذیرد. این انعکاسی است از عدم وجود ارزش و احترام بنیادین برای مردم خودتان.
چند هفته قبل از رأی گیری برای انتخابات ریاست جمهوری، آی.تی. یو. سی ( کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری)، ای.آی ( سازمان آموزش جهانی)، آی.تی.اف ( کنفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل)، آی.یو.اف ( اتحادیه بین المللی خدمات و صنایع غذایی) تشکیل ائتلافی به نام » دادخواهی برای کارگران ایران» را اعلام کرده و تمامی اعضایمان را فرا خواندیم تا با توجه به ادامۀ سرکوب کارگران در ایران در روز 26 جون یعنی روز اقدام جهانی همبستگی شرکت کنند. خاموش سازی بیرحمانۀ مراسم در آستانۀ انتخابات برای ما قابل تصور نبود.
سرکوب سبعانۀ مردم دولت فعلی را بی اعتبار می سازد و کارگران و شهروندان نهادهای خودتان در مواردی مربوط به قانون شکنی هائی در ارتباط با انتخابات و مهمتر از آن به خاطر ممانعت محض در برابر حقوق بنیادی انسانی نظیر آزادی بیان، آزادی تجمع و تشکل نارضایتی خود را از دولتی که شما از آن حمایت می کنید به نمایش می گذارند. این محدودیت ها مردم ایران را از برآوردن فریادشان باز می دارد.
در دوران بحران عمیق اقتصادی حاضر، فشار بر کارگران و تمامی مردم ایران که متحمل مشقات شدید اقتصادی می باشند بسیار طاقت فرسا شده است. کارگرانی که به عناوین گوناگون تلاش کرده اند تا صدای محرومیت خود را در مورد دستمزدها، پائین بودن شرم آور دستمزدها، قراردادهای موقت، بیمه های بیکاری، امنیت اجتماعی و شرایط اسفناک کاری برآورند، هر بار با سرکوب رو در رو شده اند. بسیاری از فعالین اتحادیه ها از جمله: منصور اسانلو، ابراهیم مددی، فرزاد کمانگر و شرکت کنندگان در تجمع اول ماه امسال، به سبب تلاش هایشان در زندان ها بسر می برند.
کسانی که در خیابان های تهران و شهرهای دیگر دست به تظاهرات می زنند دیگر حاضر به پذیرش چنین سرکوبی نمی باشند. مردان و زنان گارگر از هر گوشه و کنار جهان و از تشکلاتشان در اتحادیه های جهانی، در حمایت از مبارزات برادران و خواهران ایرانی شان، فریادهایشان را به فریاد های آنها در حمایت از مبارزاتشان برای پایه ای ترین حقوق بشر و کارگران می افزایند. ما مصرانه شما را بر آن می داریم تا در جهت پایان بخشیدن فوری بر برخورد خشونت آمیز علیه تظاهرات مسالمت آمیز، اقدام های لازم و ضروری را بعمل آورده و کسانی را که مسئولیت خشونت و کشتن مردم را بر عهده دارند به پای میز عدالت بکشانید.
آغاز دمکراسی و حقوق بشری که به صورت جهانی برسمیت شناخته می شود برای مردم ایران امری مورد نیاز و ضروری بوده و پیش شرطی است برای به اجرا گذاشتن راهی متصور برای همه کشورها، برای یافتن راه حل هائی برای بحرانهای سیاسی و اقتصادی فعلی در ایران.
اهداف اتحادیه کارگری بین المللی روشن و مشخص و به قوت خود باقی اند.
ما برای:
1_ حقوق کامل دمکراتیک برای مردم ایران شامل : آزادی تشکل و تجمع
2_ توقف هر گونه سرکوب خشونت آمیز
3_ آزادی تمامی فعالین اتحادیه ای
4_ به رسمیت شناختن تمامی تشکلات مستقل کارگری در ایران
5_ احترام گذاشتن به حقوق حقۀ کارگران و قبول تمامی کنوانسیون های بنیادی آی.ال.او ، مشخصا در زمینه آزادی تشکل و قرارداد دسته جمعی کار
6_ توقف تمامی سرکوب های ضد اتحادیه ای و
7_ بکارگیری مجدد کارگران اخراجی که ناعادلانه از کار بیکار شده اند.
وضعیت کارگران در ایران همچنان مرکز توجهی برای اتحادیه های جهانی است و ائتلاف ما ؛ » دادخواهی برای کارگران در ایران» از نزدیک به دیده بانی وضعیت ایران همانگونه که آشکار می شود ادامه خواهد داد.
ارادتمند شما
گای رایدر
آی.تی. یو. سی ( کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری)
دیوید کاک رأفت
آی.تی.اف ( کنفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل)
فرد ون لوون
ای.آی ( سازمان آموزش جهانی)
ران ازولد
آی.یو.اف ( اتحادیه بین المللی خدمات و صنایع غذایی)
________
خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران
سرويس: سياسي
وزارت كشور در توضيحاتي به برخي مطالب مطرحشده از سوي ميرحسين موسوي از نامزدهاي انتخابات دهم رياستجمهوري پاسخ داد.به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا در اين مطلب آمده است:پيرو انتشار نامه ٣٠ / ٣ / ٨٨ آقاي ميرحسين موسوي به شوراي نگهبان در برخي رسانهها كه حاوي ادعاهايي در خصوص روند برگزاري انتخابات بوده است، وزارت كشور به اين ادعاها پاسخ داد كه متن آن بدين شرح است:
انتخابات رياستجمهوري دهم ظهور جشنوارهاي از افتخار و عزت ملي در سيامين سال انقلاب اسلامي و تجربه مردم سالاري ديني بود؛ انتخاباتي در شان مردم ايران و در تراز جمهوري اسلامي كه مشاركت ملي، رفتار قانوني و رقابت اخلاقي شعارهاي اصلي برگزاركنندگان آن بود و به فضل الهي با حضور پرشور، آگاهانه و بيهمتاي ملت، در سطحي فراتر از همه پيشبينيها، اين حماسه تاريخي ملي تحقق يافت و به ثبت رسيد. بدون شك اين انتخابات فرصتي بزرگ براي ملت، نظام و انقلاب اسلامي و تهديدي بزرگ و دشمنشكن براي بدخواهان مردم شريف ايران و انقلاب شكوهمند آنان است.
در خصوص نامه آقاي ميرحسين موسوي مطالب زير به عرض ملت شريف و حماسهساز ايران اسلامي ميرسد :
نامه ايشان حاوي تناقضاتي آشكار و عمدتاً شامل مواردي كلي است كه فاقد مستندات عيني و حقوقي
است. مواردي كه ايشان ادعا كردهاند ، عبارت است از :
الف – پلمپ صندوقهاي راي
١- طبق قانون انتخابات ، بايد صندوقها قبل از شروع رايگيري پلمپ شود ، لذا در اين راستا به كليه نمايندگان نامزدها اطلاع داده شده بود كه لازم است راس ساعت ٧ صبح در شعب اخذ راي حضور داشته باشند و اخذ راي نيز ساعت ٨ صبح شروع گرديد . اگر برخي از نمايندگان آقاي موسوي در ساعت مقرر حضور نيافته و تاخير داشتهاند ، اخذ راي از مردم كه مقابل شعب اخذ راي صف كشيده بودهاند را نميتوان به تعويق انداخت .
« ماده ٢٩ قانون انتخابات : « قبل از شروع رأي گيري بايد در حضور نماينده يا نمايندگان هيأت نظارت ، صندوقهاي خالي ، بسته و ممهور به مهر شعبه ثبت نام و اخذ رأي گردد .»
همانگونه كه ملاحظه ميشود در متن قانون هيچ سخني از الزام حضور نمايندگان كانديداها براي پلمپ صندوقها وجود ندارد اما با اين حال وزارت كشور از نمايندگان كانديداها براي نظارت دعوت كرد و اكثريت قريب به اتفاق نمايندگان آقاي موسوي ، هنگام پلمپ صندوق ها ، در شعب اخذ راي حضور داشتند .
٢- كلي گويي بدون اشاره به شماره صندوق مورد نظر كافي نيست . ايشان لازم بود شماره صندوقهاي مورد اعتراض را اعلام نمايند تا ضمن بررسي جواب لازم ارائه گردد . بر اساس تبصره ١ ماده ٨٠ قانون انتخابات رياستجمهوري كه مقرر ميدارد « كساني كه از نحوه برگزاري انتخابات شكايت داشته باشند ، ميتوانند ظرف سه روز از تاريخ اخذ رأي «شكايت مستند» خود را به ناظرين شوراي نگهبان يا دبيرخانه اين شورا نيز تسليم دارند » بايد كليه شكايات مستند و با ذكر نمونههاي عيني باشد .
ب- حضور نمايندگان نامزدها
١- وزارت كشور زحمات فراواني را متقبل شد تا با ايجاد سايت ثبتنام اينترنتي نمايندگان كانديداها ، بستري فراهم نمايد تا نمايندگان نامزدها بتوانند به راحتي مشخصات خود را وارد سايت كنند و براي تمام نمايندگان نامزدها كارت شناسايي رايانهاي صادر شود . بدين منظور در جلسه توجيهي مورخ ٢ / ٣ / ٨٨ با حضور نمايندگان كانديداها آقايان: ثمره هاشمي از ستاد آقاي دكتر احمدي نژاد ،طلايي نيك از ستاد آقاي دكتر محسن رضايي، سلطاني فر از ستاد آقاي كروبي ، احمدي از ستاد آقاي مهندس موسوي ، سايت مذكور به آنها معرفي و آنان ضمن اعلام آمادگي از وزارت كشور به خاطر اين اقدام تشكر نمودند . اما در تاريخ ١٥ / ٣ / ٨٨ به صورت غيرمترقبه و با اظهار اينكه نمايندگان ما در شهرستانها با اين روش آشنا نيستند و در اين فرصت كوتاه نميتوانيم كار ثبتنام را انجام دهيم ، درخواست كردند تا صدور كارت شناسايي براي نمايندگان نامزدها به صورت دستي و سنتي صورت گيرد ، كه ستاد انتخابات كشور در جهت همراهي با آنان اين درخواست را پذيرفت .
٢- به رغم همراهي وزارت كشور ، ستاد ايشان در معرفي نمايندگان ضعف داشت، به طوري كه حتي براي دادن فتوكپي شناسنامه و الصاق عكس به آن نيز مشكل داشتند و هر روز كار را به تاخير ميانداختند كه به عنوان نمونه ميتوان به شهر تهران اشاره داشت.
٣- به رغم همه اين موارد وزارت كشور تا آخرين دقايق و حتي روز انتخابات با آنان همراهي نمود و در نتيجه آقاي ميرحسين موسوي در ٤٠٦٧٦ صندوق از مجموع ٤٥٧١٣ شعبه ، نماينده داشت كه حدود ٩٠ درصد از صندوقها را شامل مي گردد ( اسامي و مشخصات آنها موجود است) و علاوه بر اين تعداد نمايندگان ايشان در شعب اخذ راي از تعداد نمايندگان ديگر كانديداها بيشتر بوده است؛ يعني آقاي موسوي بيشترين نماينده را نسبت به نامزدهاي ديگر بر سر صندوقها داشتهاند.
٤- عبارت « هزاران گزارش تخلف » در نامه ايشان ، مصداق بارز كليگويي است در حالي كه در سراسر كشور و از همه شعب اخذ راي و از طرف همه نامزدها ، ستادهاي تبليغاتي ، نمايندگان نامزدها و هواداران آنها ، فقط ٢٢٧ مورد شكايت مكتوب به هياتهاي اجرايي و نظارت شهرستانها واصل شد كه ٢٠٧ مورد از آنها به دليل عدم ارائه مستندات مربوطه وارد نبوده و ١٦ مورد به دادگاه و ٤ مورد به نيروي انتظامي ارجاع شده است.
در مجموع، ٢٠ مورد تخلف ارجاعي به دادگاه و نيروي انتظامي ، مربوط به اشخاص حقيقي است كه به عنوان مثال از سوي بعضي از هواداران برخي نامزدها، در ساعات پس از ٨ صبح روز پنجشنبه ٢١ / ٣ / ٨٨ كه ممنوعيت تبليغات
نامزدها بوده، مبادرت به توزيع و نصب اقلام تبليغاتي نامزد مورد نظرشان نموده بودند.
ج- صندوقهاي سيار
در خصوص صندوقهاي سيار ايشان مواردي را گفتهاند كه از كسي مانند ايشان بعيد است اين گونه آشكارا خلاف واقع بگويد :
١- ايشان ادعا كردهاند كه « طبق ماده قانون انتخابات رياستجمهوري تخصيص شعب سيار صرفا براي مناطق صعبالعبور كوهستاني و مسافتهاي دور و نقاطي كه تشكيل شعب ثابت مقدور نيست تشكيل ميشود » اي كاش شماره آن ماده را ذكر مي كردند ، تا با مراجعه به آن ماده معلوم ميشد تشكيل شعب سيار « صرفاً » براي مناطق صعبالعبور و كوهستاني نيست و در ادامه ماده مربوطه چگونگي آن مشخص شده است.
آنچه در نص صريح قانون آمده اينگونه است « ماده ٥٠ ـ هيأت اجرايي بخش با تصويب هيأت اجرايي شهرستان ميتواند براي مناطق صعبالعبور و كوهستاني و مسافتهاي دور و نقاطي كه تشكيل شعب ثابت ثبت نام و اخذ رأي مقدور نيست شعب اخذ رأي سيار تشكيل دهد. هيأت اجرايي شهرستان نيز ميتواند در صورتي كه لازم بداند نسبت به تشكيل شعب اخذ رأي سيار در مركز شهرستان و بخش مركزي اقدام نمايد …. » ميبينيم كه در نامه ايشان واژه صرفا» به كار رفته و دنباله عبارت نيز حذف شده است و اين روش تحريف قانون ، غيرصحيح و غيراخلاقي است .
٢- اي كاش ايشان مستنداً ، اعلام ميكردند كه در انتخابات رياستجمهوري هفتم ، هشتم و نهم چند صندوق ثابت شهري و چند صندوق سيار وجود داشته و حالا تعداد اين صندوقها چه ميزان است ؟ ما اين اطلاعات را در سايت وزارت كشور رسما و شفاف و مبسوط قرار دادهايم .
طبق قانون و سيره مستمره ، شعب سيار ، نه تنها براي مناطق صعبالعبور كه همواره براي مناطق شهري ، بيمارستانها ، پادگانها ، مناطق كم جمعيت و موارد ديگر تشكيل ميشده است.
به طور مثال در انتخابات رياستجمهوري نهم در دولت اصلاحات ، از مجموع ٤١٠٧١ صندوق اخذ راي ، تعداد ١٤١٠٢ صندوق آن سيار بوده است؛ يعني ٣٣درصد كل صندوقها ، در حالي كه در انتخابات دهمين دوره رياستجمهوري از مجموع ٤٥٧١٣ صندوق تعداد ١٤٢٩٤ سيار بوده است؛ يعني ٣٠ درصد كل صندوقها، پس ملاحظه ميشود كه درصد صندوقهاي سيار در اين انتخابات به نسبت دوره گذشته ٣ درصد كاهش يافته است ! از طرفي متاسفانه حتي افزايش ميزان ٧ / ١١ درصدي تعداد صندوقهاي ثابت نيز مورد اعتراض طرفداران آقاي موسوي به جهت نگراني آنها از افزايش تعداد صندوقها ، واقع شده است . لازم است اشاره شود براي تعداد ٢٧٩٥٨٩٣١ راي ( كل آراء ماخوذه در دومين مرحله نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ) ١٤١٠٢ صندوق سيار در دولت اصلاحات پيشبيني شده و اين در حالي است كه براي كل آراء ماخوذه دهمين دوره انتخابات رياستجمهوري يعني ٣٩٣٧١٢١٤ راي ، ١٤٢٩٤ صندوق سيار پيشبيني شد و اين نشانگر عدم صحت مطالب مطرح شده در اين خصوص از سوي ايشان است. اگر فقط افزايش مشاركت انتخابات رياستجمهوري دهم را نسبت به مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري نهم يعني افزايش از حدود ٦٢ درصدي به حدود ٨٥ درصد در انتخابات دهم را در نظر ميگرفتيم بايد تعداد كل صندوقها معادل ٤١٠٧١ضربدر ٨٥ درصد ، تقسيم بر ٦٢ درصد يعني برابر ٥٦٣٠٧ صندوق و تعداد صندوق هاي سيار را معادل ١٤١٠٢ ضربدر ٨٥ درصد تقسيم بر ٦٢ درصد يعني برابر ١٩٣٣٣ صندوق درنظر ميگرفتيم ، كاملا مشهود است كه به نسبت و با توجه به مشاركت ٨٥ درصدي به مراتب كمتر از دوره نهم در نظر گرفته شده است. مضافا اينكه فضاي جدي و رقابتي و شور و شوق و نشاط انتخاباتي و تبليغاتي قبل از انتخابات و نتايج اكثر نظرسنجيها هم نشان از ميزان مشاركت بالاتري در دور دهم نسبت به دور نهم را نشان ميداد.
٣- هيچ گونه ممانعتي براي حضور نمايندگان ايشان بر سر صندوقهاي سيار وجود نداشته و طبق تبصره ماده ٨ آييننامه اجرايي حضور نمايندگان نامزدهاي رياستجمهوري ، تامين نيازهاي نمايندگان نامزدها به عهده نامزد مربوطه است و وزارت كشور از اين بابت هيچ گونه تكليفي ندارد، (اعضا هر شعبه به علاوه عوامل انتظامي چهارده نفر است كه اگر نمايندگان كانديداها هم اضافه شود جابهجايي آنها بسيار سخت است) اما با اين حال اعضاي اجرايي شعب نهايت همكاري را با نمايندگان كانديداها داشتهاند.
٤- اشكال ايشان مبني بر افزايش صندوقهاي سيار در تناقض با اشكال ديگرشان مبني بر عدم ارائه امكان لازم براي راي دادن مردم است؛ لذا شرط صداقت اين بود كه ايشان هم درخواست افزايش صندوقهاي ثابت و هم سيار را مينمودند؛ چنانكه شرح آن با اعداد و ارقام اشاره شد.
د- در خصوص تعرفهها
١- آقاي موسوي در نامه خود عدد واجدين شرائط راي دهنده را تعداد ٤٥ميليون و ٢٠٠ هزار نفر ذكر كردهاند كه آشكارا يك ميليون كمتر از تعداد واقعي است كه همانگونه كه بارها اعلام شده تعداد واجدين شرايط ٤٦ميليون و ٢٠٠ هزار نفر بوده است صرف نظر از اينكه جريان اصلاحطلب بارها اعلام ميكرد كه تعداد واجدين شرايط بيشتر از اين هم هست.
٢- ايشان پذيرفتهاند كه به تعداد معقولي بايد تعرفه اضافه چاپ ميشد اما نگفتهاند كه اين تعداد چند تا بايد باشد ؟
٣- چاپ تعرفه اضافه ، كه طبق قانون و عرف انتخابات صورت گرفت ، بارها و بارها در مطبوعات و از سوي ستاد ايشان ، مورد تهاجم واقع شد كه وزارت كشور در موقع خود پاسخ آنها را داد و بر اساس وظيفه قانوني و با توجه به ميزان مشاركت پيشتر پيشبيني شده اقدام به چاپ تعرفه كرد تا با مشكل مواجه نشود و طبيعي است تخمين دقيق و بدون خطاي تعداد رايدهنده در هر شهرستان و يا در هر صندوق امكانپذير نيست.
٤- در اين دوره از انتخابات ، به منظور صيانت از آراي مردم ، كليه تعرفهها داراي سريال مخصوص و كد اختصاصي استاني بود كه امكان جابجايي را از بين ميبرد تا راي مردم با ضريب امنيتي بيشتري حفاظت شود.
٥- ما قصد اين را نداريم كه بگوييم آيا آقاي موسوي و ديگران ، با سوء نيت آن فشارها را وارد ميكردند تا تعرفه اضافه چاپ نشده و در نتيجه مردم با كمبود تعرفه مواجه شوند و آنها امروز بهانهاي ديگر براي تهمت و اعتراض داشته باشند، ليكن اظهارات فعلي ايشان جاي اين سوال را باقي ميگذارد.
٦- با توجه به شكوه و عظمت حضور ملت از ساعات اوليه در سر صندوقهاي راي، صفوف متراكمي تشكيل شده بود و به همين دليل نيز به كليه شعب گفته شد به محض آنكه تعداد تعرفههاي باقيمانده به عدد ١٠٠ رسيد سريعا خبر دهيد و قبل از اتمام آنها، تعرفههاي مورد نياز براي آنها ارسال ميشد .
با اينكه تبليغات همهجانبهاي هم از سوي هواداران ايشان سازماندهي شد و به دروغ آشكار متوسل شدند كه قرار است در صندوقهاي مستقر در مساجد تقلب صورت گيرد! و مردم را به سوي صندوقهاي مستقر در مدارس دعوت كردند .
٧- با توجه به قانون انتخابات ، رايدهندگان مجاز هستند در هر نقطهاي از كشور كه بخواهند راي بدهند . لذا سيال بودن تعداد راي دهندگان، موجب ميشود تا نتوان دقيقا برآورد كرد كه در هر صندوق چند نفر مراجعه مينمايند؛ از اين رو در شعب اخذ راي ، با در نظر گرفتن آمار راي دهندگان در آخرين انتخابات در هر شهرستان و صندوق تعداد تعرفه متناسب تحويل داده شد و تنها تعداد معدودي از شعب اخذ راي با كمبود تعرفه مواجه شدند كه به سرعت تعرفه لازم تحويل گرديد .
ه- محدود كردن زمان رايگيري
محدود كردن زمان رايگيري نيزمانند بسياري از مطالب ديگر ايشان خلاف واقع است ، زيرا راي گيري به درخواست فرمانداران و با دستور وزير كشور ، چهار بار و تا ساعت ٢٢ تمديد شد. لازم به ذكر است كه انتخابات رياستجمهوري نهم از ساعت ٩ صبح شروع شده بود ولي انتخابات دهم از ساعت ٨ صبح آغاز گرديد، (يعني ١ ساعت زودتر) و طبق قانون تا ساعت ١٨ ادامه يافت و وقت دوم از ١٨ تا ١٩ تمديد شد و بار سوم از ساعت ١٩ تا ٢٠ تمديد گرديد و بار چهام از٢٠ تا ٢١ تمديد شدو بار پنجم از ٢١ تا ٢٢ تمديد گرديد و در نهايت نيز در اطلاعيه رسمي ستاد انتخابات كشور اعلام گرديد تا زمانيكه راي دهنده در مقابل شعبات وجود دارد افراد به داخل شعبه هدايت شده و از آنها راي گيري به عمل آيد ، به طوريكه در برخي از شعب تا پاسي از نيمه شب نيز راي گيري ادامه داشت .
ايشان ادعا كردهاند كه چهار نفر از ستاد ايشان به وزارت كشور مراجعه نمودهاند و تقاضاي ملاقات با وزير كشور در جهت تمديد مهلت اخذ راي داشتهاند و به آنها اجازه ملاقات داده نشده است ، در حاليكه چهار تن از نمايندگان ايشان به نام آقايان بهزاديان نژاد ، علي ربيعي ، مهرعليزاده و فرد ديگري به ستاد انتخابات كشور مراجعه كردند و بيش از يك ساعت با رئيس ستاد انتخابات كشور ملاقات داشتند و سخنان و درخواستهاي ايشان شنيده شد و پاسخهاي مستدل ستاد انتخابات كشور را نيز دريافت نمودند .
و- انتقال صندوقها به فرمانداري
آقاي موسوي ادعاي عجيبي ديگري نيزنمودهاند كه مانند بقيه سخنان ايشان ، بدون استناد است.
ايشان ادعا نمودهاند كه در مرحله شمارش آرا و تنظيم صورتجلسات در شعب اخذ راي ، هيچ نظارتي از سوي نمايندگان كانديداها وجود نداشته است ، در حاليكه نمايندگان ايشان در صندوقهاي اخذ راي تا پايان شمارش آراء و تنظيم صورتجلسات و امضاء فرم هاي مربوطه ، در شعب اخذ راي حضور داشته و اعداد و ارقام فرمهاي مذكور را يادداشت نمودهاند و بر تمامي مراحل شمارش آراء و اعلام نتايج صندوقها نظارت داشتهاند . اين در حاليست كه تمامي صندوقها با حضور اعضاء اجرايي شعبه ، نماينده فرماندار ، بازرسان ، ناظران شوراي نگهبان ، محافظان صندوقها و نمايندگان نامزدها شمارش شده است ، يعني موقع شمارش آراء حداقل ١٤ نفر در محل هر صندوق حضور داشتهاند .
ايشان در بخش ديگري از نامه خود به اعلام نتايج شمارش آراء صندوقها به وسيله صدا و سيما اعتراض كردهاند ، درحاليكه اين اقدام ستودني ستاد انتخابات كشور ، شايسته تقدير است؛ زيرا در انتخابات ادوار گذشته معمولاً مردم حداقل تا ١٢ ساعت پس از پايان برگزاري انتخابات ، هيچگونه اطلاعي از نتايج شمارش آرا نداشتند و از سوي مسئولان انتخابات به آنها اطلاع رساني نميشد . همانگونه كه همگان از مدتها قبل اطلاع دارند در اين انتخابات به دليل ضرورت اطلاعرساني سريع به مردم نرم افزاري طراحي و نتايج شعب اخذ راي ، مستقيماً از شعبهها به ستاد انتخابات كشور ارسال ميشد و بلافاصله به صورت نوبهاي به اطلاع مردم ميرسيد و اين امر نه تنها هيچ منافاتي با قانون انتخابات رياستجمهوري ندارد بلكه در راستاي احترام به حق مردم براي اطلاعرساني سريع از نتيجه انتخابات است . ما مردم را نامحرم ندانستيم و سعي نموديم هر نتيجهاي كه به ستاد انتخابات كشور ميرسد ، در اختيار مردم نيز قرار گيرد . البته از ساعت ١٢ ظهر روز شنبه ٢٣ / ٣ / ٨٨ كه فرمهاي ٢٨ انتخابات ( اعلام نتايج شهرستانها ) به تعداد معتنابهي رسيد ، اعلام نتايج بر اساس اين فرمها ادامه يافت .
اگر آقاي موسوي ادعا دارند كه نتايج انتخابات و تجميع آرا واقعي نبوده ، ميبايست دلايل خود را اعلام و مستندات خويش را ذكر مينمودند.
ايشان با ذكر نام نمايندگان سه نفر از نامزدها ، ادعا كردهاند كه اين نمايندگان كه در ستاد انتخابات كشور مستقر بودند ، از جريان اعلام نتايج بيخبر بودهاند . اي كاش ايشان بدون عصبانيت ، لحظهاي در قانون انتخابات تامل ميكردند تا ميفهميدند كه ستاد انتخابات كشور ، صرفاً موظف است نتايج فرمهاي ٢٨ ( اعلام نتايج شمارش آراي شهرستانها ) را به نمايندگان نامزدها اعلام نمايد و ارائه نتايج فرمهاي رايانهاي واصله از شعب اخذ راي به اين افراد بر عهده وزارت كشور نيست . البته در راستاي اجراي قانون ، كليه فرم هاي ٢٨ واصله از شهرستان ها بدون تاخير به اين نمايندگان ارائه ميشد. نكته قابل ذكر اينكه نمايندگان برخي نامزدها ، وقتي در ساعت حدود ٦ صبح از ناكامي نامزدهاي خود مطلع شدند ، ستاد انتخابات را به اختيار خود ترك نمودند .
ز-نسبت دادن آرايش سبد آراء
يكي از مسائلي كه به نظر آقاي موسوي قابل تامل بوده و صحت انتخابات را مورد ترديد قرار داده ، نسبت تقريباً ثابت آراء كانديداها در تمام مناطق كشور بوده است ! در اين رابطه ذكر موارد زير مفيد به نظر ميرسد.
١- توجه ايشان را به اين نكته معطوف ميداريم كه آراء كانديداها در مناطق كشور ثابت نبوده و به عنوان مثال خود ايشان در رتبه بندي آراء در استانهاي آذربايجان غربي و سيستان و بلوچستان نفر اول هستند .
٢- اگر مردم كشور در اكثريت بالايي از شهرستانها ، جناب آقاي دكتر احمدينژاد را مورد اعتماد و تاييد قرار دادهاند ، بهتر است آقاي موسوي دليل اين امر را در عملكرد و شعارهاي ايشان جستجو كند و اصل انتخابات و حماسه عظيم قريب به٤٠ ميليوني ملت بزرگ ايران را زير سوال نبرد .
٣- ادعاي ايشان در مورد عدم كسب اكثريت آراء نامزدها در محل تولدشان ، ناشي از اطلاعات كذبي است كه به ايشان رسيده وگرنه طبق نتايج انتخابات كه در صدا وسيما نيز اعلام شده و نيز آماري كه هم اكنون در سايت پرتال وزارت كشور وجود دارد ،آقاي موسوي در زادگاه خود يعني در شهرستان شبستر ، آقاي رضايي در شهرستان لالي و آقاي احمدينژاد در گرمسار حائز اكثريت آراء شده و آراء آقاي كروبي در شهرستان اليگودرز حائز بهترين نتيجه خود در كل كشور يعني در رتبه دوم قرار دارد. ضمن اينكه به لحاظ عقلي هم هيچ الزامي وجود ندارد كه حتما اهالي يك شهرستان به همشهري خود راي دهند.
٤- اعلام نتايج به تفكيك استانها و شهرستانهاي سراسر كشور از سوي ستاد انتخابات كشور رسماً منتشر و توسط صدا و سيما و جرايد و رسانهها اعلام گرديد . هم اكنون نيز براي اولين بار در طول تاريخ انتخابات ، اعلام نتايج انتخابات به تفكيك شعب اخذ راي از سوي ستاد انتخابات كشور در حال انجام است كه به خودي خود نشانگر صحت انتخابات و اطمينان برگزار كنندگان از درستي عملكرد خويش است .
و اما در مورد قسمت انتهايي نامه ايشان كه اشاره به تخلفات ادعايي مربوط به قبل از برگزاري انتخابات از قبيل استفاده از رسانه ملي، استفاده از وسايل نقليه دولتي، افتتاح پروژههاي عمراني ، پرداخت معوقه كاركنان دولت، توزيع سهام عدالت و امثال آنها را داشته است، لازم به ذكر است با اين گونه ادعاها هيچ خدشهاي به راي مردم وارد نميشود و مردم فهيم و آگاه ما با توجه به همه اين تبليغات و مباحثات به نامزد مورد نظر خود راي دادهاند و اين موضوعات قبل از برگزاري انتخابات هم از سوي ايشان و طرفدارانشان و رسانههاي همسو با حجم وسيع مطرح گرديد و ليكن مردم براساس شناخت خود از نامزدها ٤٠ ميليون راي به صندوقها ريختند و سرنوشت انتخابات را با راي خود رقم زدند. بديهي است تك تك آراء ٤٠ ميليوني مردم فارغ از اينكه به چه نامزدي تعلق گرفته است براي مسئولان برگزاركننده انتخابات محترم بوده و ما به عنوان خادمين ملت دست تك تك آنها را به خاطر خلق اين حماسه تاريخي ميبوسيم.
و در آخر آقاي موسوي بايد به اين نكته توجه داشته باشد كه اگر خدمات دولت و مقدمات انتخابات را باعث ابطال انتخابات مي دانستند بايد از ابتدا با اعلام باطل بودن انتخابات در انتخابات شركت نميكردند نه اينكه پس از عدم كسب راي لازم در انتخابات، موضوعات اتفاق افتاده ادعايي قبل از برگزاري انتخابات را بهانهاي براي ابطال آراء حدود ٤٠ ميليوني راي ملت اعلام ميكرد.
رفتار آقاي موسوي اين ذهنيت را تقويت ميكند كه ايشان با اين هدف شركت كردند كه اگر موفق به كسب اكثريت آراء شدند انتخابات خوب است و اگر شكست خوردند انتخابات باطل و بد است. ازجناب آقاي موسوي خواستاريم به قانون و راي مردم احترام قائل شده و قانونگرايي را در رفتار خودشان نشان دهند.
والسلام علي من اتبع الهدي
انتهاي پيام
بعضی از اعضا و نظار شعب وقعی نمینهادند.
6-8- از حضور نمایندگان نامزدها در سایتهای تجمیع آراء ممانعت به عمل آوردند.
6-9- نمایندگان کشوری نامزدها را در گوشهای از ستاد انتخابات کشور مستقر کرده بودند که امکان هیچگونه دستیابی و اطلاع از آمار یا چگونگی تجمیع آراء برای ایشان مقدور نبود به گونهای که در ساعت 2 و پانزده دقیقه بامداد 23 خرداد طی نامهای رسمی اعتراض خود را از این وضعیت به وزیر کشور اعلام داشتند.
6-10- سیستم پیامک (SMS) که به عنوان تنها وسیله ارتباطی و انعکاس تخلفات در روز انتخابات توسط نمایندگان مهندس موسوی پیشبینی شده بود، از بامداد روز رأیگیری کاملا قطع گردید.
6-11- تلفنهای ثابت کمیته صیانت از آراء در اواخر زمان رأیگیری و هنگام اوج کاری ستاد برای اخذ گزارشها قطع و دستگیری رابطین شعب که مسئولیت پشتیبانی نمایندگان مهندس موسوی را عهدهدار بودند، آغاز گردید.
6-12- …
7- شبهه جدی در وضعیت صندوقها: هیچ اطمینانی وجود ندارد که صندوقها قبل از پلمپ شدن، با آراء مورد نیاز و مهندسی شده از قبل، پر نشده باشد. نمایندگانی که پس از عبور از هفت خوان اختلالات، بسیاری از آنها در ساعت مقرر امکان حضور قبل از زمان شروع رأیگیری نیافته بودند، نمایندگانی که موفق به حضور شدند، غالبا با اصرار و تاکید غیرقانونی «راه ندادن» یا «اخراج» مواجه گردیدند. سؤال این است که این تأکید بر عدم حضور در موقع پلمپ صندوق رأی، چه دلیلی توجیهی میتواند داشته باشد؟!
ج) مرحله اعلام عجولانه نتیجه انتخابات:
در این مرحله، سرعت عجیب اعلام نتایج نهایی آراء حتی در زمانی که رأیگیری در جریان بود، خبر از ارائه آماری غیرواقعی میداد، به ویژه وقتی در مرحله تجمیع، وجود نمایندگان نامزدهای غیردولتی کان لم یکن بوده و آنان هیچ اطلاع و نظارتی بر چگونگی تجمیع و اعلام آن نداشتهاند و از شنیدن آمار رادیو اظهار تعجب نمودهاند.
در مرحله اعلام نتایج، نکته اساسی دیگر اصرار و تأکید عاجل مقدمات بر ختم انتخابات و تجدید دوره ریاستجمهوری و اعلام صحت آن حتی قبل از طی مهلت قانونی است. این عجله در بخش رسانهای دولت نیز مشهود بود، به طوری که خبرهای رسانههایی همچون ایرنا، فارس، کیهان و … به شکل زودهنگام برروی خروجیها قرار گرفت که این همه حاکی از تصمیم قبلی مبنی بر اعلام نتیجه از قبل تعیین شده به نفع کاندیدای دولتی بود، به نحوی که آرای آقای احمدینژاد در ساعات اولیه بامداد 24 میلیون عنوان گردید؟!
ملت شریف ایران!
کمیته صیانت از آراء امیدوار است اصرار غیرقانونی و غیراخلاقی بر سپردن بررسی تقلبات به دست عوامل آن و دیگر کسانی که در این فرایند نقش داشتهاند پایان پذیرد و با استفاده از تجربیات زمان حیات امام(ره) با تشکیل کمیته حقیقت یاب عادل، کارآمد، شجاع و مورد قبول همه طرفهای انتخابات، کل مراحل انتخابات مورد بررسی موشکافانه قرار گیرد.
تشکیل این کمیته و اعلام نتیجه به وسیله آن، آرامش و طمأنینه را به جامعه و اعتبار را به مسئولان نظام باز خواهد گرداند و تجربیات گرانقدری برای نظام ذخیره خواهد نمود. در سطح جهان نیز جمهوری اسلامی یکبار دیگر درخشش خواهد گرفت و الگوی مردمسالاری دینی پیشنهادی آن مجددا الگوی موفق و پیشرو برای همه آزادگان جهان خواهد بود.
کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی
_______________
يانيه شماره 5ميرحسين موسوي خطاب به مردم شريف ايران:نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند
۳۰ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۰
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال میکنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسانها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعههايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديدهاند به چيزي كمتر از آن راضي نميشوند.
آیا ما مردم شایستگیهایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمیكردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد میانجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسانها پايههاي نظام را تضعيف نميكند، بلكه استحكام ميبخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي میخواهند و بسیاری از گرفتاريهاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقبماندگي، فقر، فساد و بيعدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشيند میوههایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بیانصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که میدانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمانهایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانونگريزي پيشبيني كرده بوديم به صريحترين شكل ممكن و در نزديكترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاشهايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحرانهاي مديريتي موجود و نارضايتيهاي گستردهاجتماعي، كه انباشتشان ميتواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسنظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمتآميز را تحمل نميكنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابهجايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات ميرسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صفآرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود ميخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت ميدانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانهانگاريها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفتهاند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که اين رسيدگيها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته ميشود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بيطرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بيطرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بيطرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباسشخصيها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركتهاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من به عنوان يك همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم تواناييهاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان ميتواند حقوق مشروع تان را در چهرههاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راهحلهاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمنديهايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزاديهاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.
برادر و همراه شما – میرحسین موسوی
يانيه شماره 5ميرحسين موسوي خطاب به مردم شريف ايران:نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند
۳۰ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۰
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال میکنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسانها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعههايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديدهاند به چيزي كمتر از آن راضي نميشوند.
آیا ما مردم شایستگیهایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمیكردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد میانجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسانها پايههاي نظام را تضعيف نميكند، بلكه استحكام ميبخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي میخواهند و بسیاری از گرفتاريهاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقبماندگي، فقر، فساد و بيعدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشيند میوههایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بیانصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند.
اما آن چنان که میدانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمانهایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانونگريزي پيشبيني كرده بوديم به صريحترين شكل ممكن و در نزديكترين زمان تحقق يافت.
استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاشهايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحرانهاي مديريتي موجود و نارضايتيهاي گستردهاجتماعي، كه انباشتشان ميتواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسنظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمتآميز را تحمل نميكنند.
اگر حجم عظيم تقلب و جابهجايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات ميرسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صفآرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود ميخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت ميدانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانهانگاريها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفتهاند خنثي كنم.
اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که اين رسيدگيها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد.
از ما خواسته ميشود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بيطرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بيطرفي است.
اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بيطرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباسشخصيها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركتهاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد.
اينجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من به عنوان يك همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم تواناييهاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان ميتواند حقوق مشروع تان را در چهرههاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راهحلهاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمنديهايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزاديهاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي .
ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود.
برادر و همراه شما – میرحسین موسوی
_________________________
بیانیه موسوی درباره بازداشت تحریریه «کلمه سبز»
مهندس موسوی: در حالی كه مقامات كشور و رسانههای دولتی مرتباً بر قانون و اجرای آن تأكید میكنند و معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات به قانون شكنی متهم میشوند، چنین برخوردی با روزنامهای كه با اخذ مجوز قانونی شروع به انتشار نموده و مسئولان، دبیران، خبرنگاران و كادر فنی و اداری آن، غیرقابل درك است، مگر با قبول آنكه برای عدهای حاكمیت قانون تا جایی پذیرفته است كه برای محدود كردن اعتراض مخالفان باشد و نه چیزی دیگر.
Thu / 25 06 2009 / 14:10
بیانیه شماره ۷ مهندس میرحسین موسوی
بیانیه شماره هفت مهندس میرحسین موسوی درباره حمله غیرقانونی به روزنامه کلمه سبز و محدودیتهای رسانههای غیر دولتی برای ارتباط ایشان با مردم است.
متن کامل این بیانیه پیش روی شما است:
بسمه تعالی
هموطنان عزیز
در پی مانع تراشیها و تهدیدهای مكرر كه در عمل انتشار روزنامه كلمه سبز را پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری متوقف كرده بود، به این حد نیز اكتفا نشد و شبانگاه دوشنبه ۱/۴/۸۸ دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنیتی قرار گرفت و كاركنان شریف آن دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند.
در حالی كه مقامات كشور و رسانههای دولتی مرتباً بر قانون و اجرای آن تأكید میكنند و معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات به قانون شكنی متهم میشوند، چنین برخوردی با روزنامهای كه با اخذ مجوز قانونی شروع به انتشار نموده و مسئولان، دبیران، خبرنگاران و كادر فنی و اداری آن، غیرقابل درك است، مگر با قبول آنكه برای عدهای حاكمیت قانون تا جایی پذیرفته است كه برای محدود كردن اعتراض مخالفان باشد و نه چیزی دیگر.
این قانون شكنی در حالی صورت میگیرد كه دیگر رسانههایی كه از طریق آنان ارتباط اینجانب با جامعه برقرار میشد و نیز مطبوعات و رسانههای غیردولتی مورد محدودیت جدی قرار گرفتهاند و تنها مجرای باز برای اطلاع رسانی به مردم جریان خبرسازی یك سویه رسانه ملی و رسانههای دولتی است و متأسفانه جامعه را به سمت دریافت اطلاعات از طریق رسانههای خارجی سوق میدهد.
این برخوردهای غیرقانونی، مبتنی بر تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاكم است كه راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات كشور باز میكند و حركت در مسیر اصلاح امور جامعه را در چارچوب مبانی نظام جمهوری اسلامی دشوار میسازد.
ضمن اعتراض شدید به تداوم این رویههای غیرقانونی، بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیتهای قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده تأكید مینمایم و آن را جزء لاینفك حقوق آنها بر اساس این سند میثاق ملی میدانم و بر پیگیری آن اصرار میورزم.
برادر و خدمتگزار شما- میرحسین موسوی
چهارم تیر ۱۳۸۸
بیانیه موسوی درباره بازداشت تحریریه «کلمه سبز»
مهندس موسوی: در حالی كه مقامات كشور و رسانههای دولتی مرتباً بر قانون و اجرای آن تأكید میكنند و معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات به قانون شكنی متهم میشوند، چنین برخوردی با روزنامهای كه با اخذ مجوز قانونی شروع به انتشار نموده و مسئولان، دبیران، خبرنگاران و كادر فنی و اداری آن، غیرقابل درك است، مگر با قبول آنكه برای عدهای حاكمیت قانون تا جایی پذیرفته است كه برای محدود كردن اعتراض مخالفان باشد و نه چیزی دیگر.
Thu / 25 06 2009 / 14:10
بیانیه شماره ۷ مهندس میرحسین موسوی
بیانیه شماره هفت مهندس میرحسین موسوی درباره حمله غیرقانونی به روزنامه کلمه سبز و محدودیتهای رسانههای غیر دولتی برای ارتباط ایشان با مردم است.
متن کامل این بیانیه پیش روی شما است:
بسمه تعالی
هموطنان عزیز
در پی مانع تراشیها و تهدیدهای مكرر كه در عمل انتشار روزنامه كلمه سبز را پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری متوقف كرده بود، به این حد نیز اكتفا نشد و شبانگاه دوشنبه ۱/۴/۸۸ دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنیتی قرار گرفت و كاركنان شریف آن دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند.
در حالی كه مقامات كشور و رسانههای دولتی مرتباً بر قانون و اجرای آن تأكید میكنند و معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات به قانون شكنی متهم میشوند، چنین برخوردی با روزنامهای كه با اخذ مجوز قانونی شروع به انتشار نموده و مسئولان، دبیران، خبرنگاران و كادر فنی و اداری آن، غیرقابل درك است، مگر با قبول آنكه برای عدهای حاكمیت قانون تا جایی پذیرفته است كه برای محدود كردن اعتراض مخالفان باشد و نه چیزی دیگر.
این قانون شكنی در حالی صورت میگیرد كه دیگر رسانههایی كه از طریق آنان ارتباط اینجانب با جامعه برقرار میشد و نیز مطبوعات و رسانههای غیردولتی مورد محدودیت جدی قرار گرفتهاند و تنها مجرای باز برای اطلاع رسانی به مردم جریان خبرسازی یك سویه رسانه ملی و رسانههای دولتی است و متأسفانه جامعه را به سمت دریافت اطلاعات از طریق رسانههای خارجی سوق میدهد.
این برخوردهای غیرقانونی، مبتنی بر تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاكم است كه راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات كشور باز میكند و حركت در مسیر اصلاح امور جامعه را در چارچوب مبانی نظام جمهوری اسلامی دشوار میسازد.
ضمن اعتراض شدید به تداوم این رویههای غیرقانونی، بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیتهای قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده تأكید مینمایم و آن را جزء لاینفك حقوق آنها بر اساس این سند میثاق ملی میدانم و بر پیگیری آن اصرار میورزم.
برادر و خدمتگزار شما- میرحسین موسوی
چهارم تیر ۱۳۸۸
این صفحه شامل زیرصفحههای زیر است.
- اساتید
- دیدار موسوی، کروبی و خاتمی
- موسوی: منشوری فراتر از جبهه و گروه سیاسی تدوین میکنیم/نباید فرایند شکلگیری این دولت فراموش شود
- تصمیمات جدید كمیتهی حقوقی مشترك كروبی و موسوی
- مطالبات ۹ ماده ای برای بازگشت آرامش
- بیانیه شماره 11 میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران
- بیانیه شماره ۱۵ میرحسین موسوی به مناسبت سیامین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان
